الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني

16

سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى)

بيا كه منتظران را به لب رسيد نفس * بيا كه طاقت ما طاق گشت و صبر تمام بيا و قطع نما ريشه‌هاى استضعاف * براى يارى دين خدا ، نما اقدام به يك نظر ز تو من قانعم شها ، لطفى * خجسته آن‌كه به ديدار خود كنىاش اكرام جنود جهل نموده است روح من تسخير * هواى نفس ز عقلم ربوده است زمام كنم چه چاره به محشر ولات حين مناص « 1 » * كجا پناه برم من ، و ليس لى معصام « 2 » مگر ولاى تو زين مستمند گيرد دست به اين وسيله ز يزدان نمايم استرحام « 3 » * اگر به " صافى " مسكين نظر كنى شايد كه از ولايت تو يافت دينش استحكام

--> ( 1 ) . « و نيست آن زمان ، زمان قرار و پناهندگى » . ( 2 ) . « و نيست براى من پناهگاه » . ( 3 ) . استرحام : طلب رحمت و دلسوزى .